ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

152

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گل و لاى بسيار كه داشت . لشكريان اعزامى با كشتيهاى خود از هند گذشته ، و بر آنها در آن حال كه داشتند بتاختند و بسيارى از آنها را كشتند و فرزندان احمد را اسير كردند . و احمد چون چنان بديد خود را كشت و يارانش مستوجب قتل و اسارت و غرق شدند . بيان تصرف گرگان و طبرستان بوسيله ملك مسعود ملك مسعود ، دارا بن منوچهر بن قابوس را بر گرگان و طبرستان ، مستقر داشته بود و دختر ابى كاليجار كوهى را كه سرفرمانده سپاه دارا و سرپرست كارهاى او بود . محض استمالت تزويج نمود . همين كه ملك مسعود به هند رفت ، از مالى كه قرار بود پرداخت شود خوددارى كردند و با علاء الدوله بن كاكويه و فرهاد مكاتبه كرده و بر عصيان و مخالفت گرد هم آمدند و چون از خروج غزها در خراسان آگاه شدند ، تصميم آنها بر مخالفت و عصيان نيرو يافت . همين كه مسعود از هند برگشت و غزها را سركوب و منهزم كرد ، رو به گرگان نهاد و بر آن چيره و آنجا را تصرف كرد . و از آنجا به آمل طبرستان رفت ، صاحبانش آنجا را ترك كرده و در جنگلها و بيشه‌زارهاى انبوه و تنگ راه و دشوار گرد آمدند . و مسعود رو بسوى آنها نهاد و آنجا را بهم كوبيد و هزيمت‌شان داد و اسير از آنان گرفت و مخالفان را بكشت ، پس از آن دارا و ابو كاليجار به او نامه نوشتند و طلب بخشايش و استقرار بلاد نمودند ، تقاضايشان را پذيرفت و اموالى كه مقرر بود بپردازند براى او فرستادند و بخراسان بازگشت . بيان عزيمت ابن وثاب و روميان به شهر ابن مروان در اين سال ابن وثاب نميرى گروه زيادى از اعراب و غيره را گرد آورد و از روميان هم كه در رها بودند يارى خواست ، و با آنها با سپاهى انبوه به قصد شهر نصر الدوله بن مروان رفته و در پيشروى خرابى و غارت كرد و از آن سوى ابن مروان